صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما
سيره نبوي در خانواده  

سید ابوالحسن مطلبى

سیرت و یا سنّت رسول خدا صلى ‏ الله ‏ علیه ‏ و ‏ آله ‏ وسلم شامل سه بخش عمده است که عبارتند از : گفتارها ، رفتارها و تقریرات (1)آن بزرگوار (2)و بر هر مسلمانى که خواهان رستگارى و سعادت است ، سزاوار است که به آنها تمسّک و تأسّى جوید و از آنجا که خانواده ‏ ها هسته ‏ هاى تشکیل دهنده جوامع بشرى مى ‏ باشند ، فلاح و سعادت جامعه را باید در بنیاد استوار خانواده جستجو نمود ؛ از این رو با الهام گرفتن از بخشى از « سیرت نبوى » که شامل گفتارهاى دُرَرْ بار حضرت ختمى مرتبت صلى ‏ الله ‏ علیه ‏ و ‏ آله ‏ وسلم است ، به قدر میسور و محدود و در چارچوب یک مقاله ، تحفه ‏ هایى ارزشمند از سیره نبوى درباره خانواده را زینت بخش این اوراق مى ‏ گردانیم :

1 . تشویق به ازدواج

یکى از سنّت ‏ هاى نبوى ، تشویق و ترغیب به ازدواج و تسهیل در این امر و فراهم سازى بسترى مناسب براى آن است . « ازدواج » مایه صیانت دین ، بقا و پاکسازى نسل و خیرات و برکات دیگر است .

در این جا به نمونه ‏ هایى از رهنمودهاى رسول خدا صلى ‏ الله ‏ علیه ‏ و ‏ آله ‏ وسلم در این باره تبرّک و تیمّن مى ‏ جوییم :

1 . « أیما شابٍّ تَزَوَّجَ فى حَداثَةِ سِنّه عَجَّ شَیطانُهُ یا وَیلَهُ عَصَمَ مِنّى دینَه (3)

هر جوانى که در آغاز جوانى زن بگیرد ، شیطان وى بانگ بر آورد : اى واى ! دین خود را از دستبرد من محفوظ داشت .»

2 . « مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدِاسْتَکمَلَ نِصْفَ الایمانِ فَلْیتّقِ اللّهَ فى النّصْفِ الباقى (4)هرکه زن بگیرد ، یک نیمه ایمان...



ادامه متن ...
نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :
چهل حدیث گوهربار از امام موسی کاظم عليه السلام
 
چهل حدیث گوهربار از امام موسی کاظم عليه السلام

قالَ الاِْمامُ الْكاظم عليه السلام:

1- تعقّل و معرفت

ما بَعَثَ اللّهُ أَنْبِيائهُ وَ رُسُلَهُ إِلى عِبادِهِ إِلاّ لِيَعْقِلُوا عَنِ اللّهِ، فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجابَهً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً لِلّهِ، وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللّهِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلاً وَ أَعْقَلُهُمْ أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ؛

خداوند پيامبران و فرستادگانش را به سوى بندگانش بر نينگيخته، مگر آن كه از طرف خدا تعقّل كنند. پس نيكوترينشان از نظر پذيرش، بهترينشان از نظر معرفت به خداست، و داناترينشان به كار خدا، بهترينشان از نظر عقل است، و عاقل‏ترين آنها، بلند پايه‏ترينشان در دنيا و آخرت است.

2- حجّت ظاهرى و باطنى

إِنَّ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَيْنِ، حُجَّةً ظاهِرَةً وَ حُجَّةً باطِنَةً، فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الاَْنْبِياءُ وَ الاَْئِمَّةُ وَ أَمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ؛

همانا براى خداوند بر مردم دو حجّت است، حجّت آشكار و حجّت پنهان، امّا حجّت آشكار عبارت است از: رسولان و پيامبران و امامان؛ و حجّت پنهانى عبارت است از عقول مردمان...



ادامه متن ...
نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :

چهل حدیث زیبا از امام حسن مجتبی(ع)

چهل حدیث زیبا و کاربردی در زندگی امروزی از

یوسف آل محمد(ص)، امام حسن مجتبی(ع)

 

1- نصیحت از سر اخلاص

«أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ.»

هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصیحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیكویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بىیاور است و با ذكر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.

 


2- شناخت هدایت

«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، ...



ادامه متن ...
نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :

چهل حدیث زیبا در مورد ازدواج

1) پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) :

وقتی كسی كه به خواستگاری می آید و اخلاق و دین اش مایه رضایت است به او زن دهید كه اگر چنین نكنید ، فتنه و فساد زمین را پر خواهد كرد

(نهج الفصاحه ، ح247)

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

2 ) پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) :

بهترین ازدواجها ها آن است كه آسان تر انجام گیرد .

 (نهج الفصاحه ، ح248)

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

3 ) پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) :

در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد ، كه نزد خدای عز وجل محبوبتر و ارجمند ...



ادامه متن ...
نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :

چهل حدیث زیبا از امام جواد(ع)

مومن نیازمند سه خصلت

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - :

الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.

«بحارالأنوار، ج 72، ص 65، ح 3»

امام محمد تقی جواد الائمه - علیه السلام - فرمود: مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال، واعظی از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسی كه او را نصیحت نماید.

آثار و نتايج دلپذير ملاقات و ديدار با دوستان ايماني

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : مُلاقاهُ الاْخوانِ نَشْرَهٌ، وَ  تَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ كانَ نَزْراً قَلیلا.

«امالی شیخ مفید، ص 328، ح 13»

امام جواد - علیه السلام - فرمود: ملاقات و دیدار با دوستان ...



ادامه متن ...
نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :
یا علی علم بهتراست یاثروت

جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: -یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟ -علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: -اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: -علم بهتر است یا ثروت؟ -علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی. نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.-

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، -و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

  هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: -یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ -حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.-

  نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. -حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

 با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند.

 مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: -یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.

 مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:

 یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ -امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد. مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.-

 در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید، -که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است. سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…

  نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

 نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:

 یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند: علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.

  فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

منبع کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142.

نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :
پیامی ازیک دوست

امام صادق (ع) فرمودند:
خداوند متعال ولایت ما اهل بیت (ع) را مرکز و قطب قرآن قرار داده است و قرآن را قطب تمام کتاب های آسمانی قرار داده و ایمان مومنین به واسطه قبول ولایت ما ظاهر میگردد و کفر کافران نیز به واسطه انکار ولایت ما اهل بیت معلوم میگردد و تمام محکمات قرآن و کتابهای آسمانی بر حول ولایت ما اهل بیت (ع) دور میزند. سند این حدیث: تفسیر جامع جلد 1 صفحه 37

پروردگارا ما را از ولایت حجج بر حقت روزی بفرما. و به مادر امر زنده نگه داشتن و سنگر داری ولایت مستحکم تر بفرما.
از دیدن کسانی که این طور در احیاء امر اهل بیت کوشا اند خو شحال می شوم. از خدا توفیق روز افزون برای شما می طلبم.
وبلاگ نـــــــورالولایه شما را به فعالیت بیشتر در راستای کسب رضایت اولی الامر تشویق می کند .

وبلاگ نـــــــورالولایه به تبیین و ترویج مفاهیم مذهب جعفری با مبنای قرآن پرداخته است.اولین مقاله ی ارائه شده به وسیله ی این وبلاگ مقاله ی زیبای این وبلاگ است"تدبر در قرآن" است. منتظر دید گاه های شما هستیم.

ان شاءالله اول خودم سپس شما در این فعالیت هایمان به این توجه داشته باشیم که دوستی و محبّت اهل‏بیت علیهم‏السلام زمانی در وجود یک مسلمان ریشه دارد و مودّتی راستین به حساب می‏آید که او به لوازم و شرایط دوستی پایبند باشد. و با رفتار و اعمال خود خشنودی خداوند و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان را جلب نماید.

به امید هدایتمان به نور ولایت ائمه ی هدی

نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :

منزلت زن در کلام امیرالمؤمنین (ع)

منابع مقاله:

مجله کتاب زنان، شماره 11، گفتگو با: عباسعلی شاملی؛


شخصیت و کلمات حضرت علی (ع)، گویای عظمت و شرافت روحی و نورانیت وی می باشد، علی(ع) شخصیتی فراتر از زمان خویش است، افق نگاه او مرزها و تنگناهای نگرش مادی را در می نوردد و کلام وزین و فرا زمانی او با پیشرفتهای علمی درخشنده تر می گردد. حضرت علی (ع) به عنوان شخصیتی بزرگ در اسلام، جایگاه متعالی را برای زن مسلمان ترسیم نموده اند. در کلمات گهربار و زندگی عملی ایشان با سیده نساء العالمین می توان عمق مکانت و منزلت زن را در اندیشه والای آن حضرت دریافت، البته وقایع اجتماعی مختلف در طول تاریخ نگرش حضرت علی(ع) نسبت به جایگاه زنان را در هاله ای از ابهام فرو برده و ناگفته ها و سوالات بسیاری بر جای گذاشته است . جهت پاسخگویی به این شبهات و تبیین برخی از زوایای اندیشه آن حضرت گفتگویی با دکتر ...



ادامه متن ...
نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :

مقام والای مادر در قرآن

منابع مقاله:

زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، عبد الله؛


نوع دستورهایی که اسلام به زن ومرد می دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو می کند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح می کند. قرآن کریم می فرماید:

اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما (1)

اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف » مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.

ودر بخشی دیگر می فرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نکند:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا (2)

وانسان را نسبت به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.

و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا (3)

پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد می کند:

ان اشکر لی و لوالدیک (4)

شکر گزار من وپدر ومادرت باش.

اما با همه این تجلیل های مشترک، وقتی می خواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن می گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که می فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (5)

زحمات سی ماهه مادر را می شمارد، که: دوران بارداری، زایمان، ودوران شیرخوراگی برای مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر می کند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشاره ای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان می کند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می کند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر:

و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف (6)

خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر می کند.

پی نوشت ها:

1. اسراء، 23.

2. احقاف، 15.

3. اسراء، 23.

4. لقمان، 14.

5. احقاف، 15.

6. بقره، 233.


عدم تاثیر ذکورت و انوثت در خطابات الهی

کتاب: زن در آینه جلال و جمال، ص 91

نویسنده: آیة الله جوادی آملی

قرآن از نظر محتوا، می فرماید: کمالات انسانی، در مبدا شناسی، معاد شناسی، و وحی ورسالت شناسی است، یعنی کمال، در داشتن جهان بینی الهی است، به این معنا که: جهان، آغازی دارد به نام «خدا واسماء حسنای او» وانجامی دارد به نام «معاد» وقیامت ودوزخ وبهشت و... وبین این آغاز وانجام، «صراط مستقیمی » است. که مساله وحی ونبوت در این صراط مستقیم است.

چون در متن جهان بیش از مبدا ومعاد ورابطه بین مبدا ومعاد چیزی نیست، لذا اصول دین هم بیش از سه اصل نیست، اول، مبدا شناسی; دوم، معادشناسی; سوم، پیامبرشناسی، واین جمله که از امیرالمؤمنین... نقل شده است:

«رحم الله امرء عرف من این و فی این و الی این »

خدای رحمت کند کسی را که بداند از کجا ودر کجا وبه کجاست.

گفته اند ناظر به این سه اصل دینی است، ودر فهمیدن این سه اصل ذکورت وانوثت شرط نیست، یعنی نه مذکر بودن شرط است ونه مؤنث بودن مانع. انبیا هم که انسانها را به این سه اصل دعوت نموده اند نه دعوتنامه ای برای خصوص مردها فرستاده اند ونه زنها را از شرکت در این مراسم محروم داشته اند.

وقتی قرآن کریم از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرماید:

ادعو الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی (1)

من وهر که از من پیروی کرد دعوت می کنیم به سوی خدا واز روی بصیرت.

این دعوت، شامل همه انسانهاست، واگر پیامبری دعوتنامه برای یک مرد به عنوان زمامدار یک کشور می نویسد، پیامبر دیگری هم دعوتنامه برای یک زن به عنوان زمامدار یک کشور می نویسد. اگر رسول خداصلی الله علیه و اله زمامداران مرد را به اسلام دعوت کرد، سلیمان سلام الله علیه هم زمامدار زن را به اسلام فراخواند، هم دعوتها عام اند وهم مدعوها، وهیچ اختصاصی در بین نیست.

لسان قرآن، لسان فرهنگ محاوره

گرچه ذات اقدس اله درباره کیفر اعمال، می فرماید:

کل امرء بما کسب رهین (2)

هرکس در گرو کسب وکار خود است.

اما این «امرء» در مقابل «امرئه » نیست، بلکه فرهنگ محاوره این است که از انسان به عنوان «مردم » یاد شود، نه به عنوان مرد در مقابل زن. وقتی زن ومرد در صحنه انقلاب حضور پیدا کردند، می گویند: مردم ایران، انقلاب کردند ویا اگر زن ومرد نسبت به یک مطلبی سؤال دارند گفته می شود «مردم » چنین می گویند، این مردم یعنی «توده ناس » نه این که مرد در مقابل زن باشد. بنابراین، در این آیه که می فرماید:

کل امرء بما کسب رهین یعنی، هر مردی در برابر کسب خود مرهون است ودرگرو کار خود است، منظور مرد در مقابل زن نیست، چه این که همین معنا را در آیه ای دیگر با تعبیر «نفس » بیان می کند ومی فرماید:

کل نفس بما کسبت رهینة (3)

هر نفسی گروگان کاری است که انجام داده است.

یعنی، هر جانی خواه مرد و خواه زن در برابر کسبش مرهون است. و گاهی تعبیر به «انسان » دارد و می فرماید:

لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری ثم یجزیه الجزاء الاوفی (4)

نیست برای انسان جز آنچه تلاش نموده است، ونتیجه تلاش خود را به زودی می بیند، سپس هرچه تمامتر پاداش داده می شود.

بنابراین، مساله جزا وجریان معاد اختصاص به گروه خاص ندارد، وچون معاد بازگشت به همان مبدا است، لذا هر انسانی در برابر کار خود مسؤول است ودر اینجا زن ومرد دخیل نیست، در مبدا شناسی وتقرب به مبدا هم همچنین. اینها تعبیرات معنوی قرآن کریم است.

پی نوشت ها:

1. یوسف، 108.

2. طور، 21.

3. مدثر، 38.

4. نجم، 40 -39.

نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :

 

رسول اكرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم درباره ی بهشت احادث زیبایی دارند که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :

 راه رسیدن به بهشت

مَنِ اشتاقَ اِلَى الجَنَّةِ سارَعَ فِى الخَيراتِ؛

هر كس مشتاق بهشت است براى انجام خوبى ها سبقت مى گيرد.

(بحارالأنوار، ج77، ص96، ح1)

ضمانت بهشت

اِضمَنوالى سِتّا مِن اَنفُسِكُم اَضمَن لَكُمُ الجَنَّةَ اُصدُقُوا اِذا حَدَّثتُم وَأوفُوا اِذا وَعَدتُم وَاَدُّوا اِذا ئتُمِنتُم وَاحفَظوا فُروجَكُم وَغُضّوا اَبصارَكُم وَكُفّوا اَيديَكُم؛

شش چيز را براى من ضمانت كنيد تا من بهشت را براى شما ضمانت كنم، راستى در گفتار، وفاى به عهد، بر گرداندن امانت، پاكدامنى، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غير حلال).

(نهج الفصاحه، ح 321)

به بهشت نمی روید مگر

وَالَّذى نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَلا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا اَفَلا اُنَبِّئُكُم بِشَىْ ءٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَينَكُم؛

به خدايى كه جان محمد در دست (قدرت) اوست به بهشت نمى رويد تا مؤمن شويد و مؤمن نمى شويد تا يكديگر را دوست بداريد، آيا مى خواهيد شما را به چيزى خبر دهم كه با انجام آن، يكديگر را دوست بداريد؟ سلام كردن بين يكديگر را رواج دهيد.

(نهج الفصاحه، ح 1555)

خانه ی شادی

رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

اِنَّ فِى الجَنَّةِ دارا يُقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لايَدخُلُها اِلاّ مَن فَرَّحَ يَتامَى المُؤمِنينَ؛

در بهشت خانه اى هست كه آن را شادى سرا گويند و جز آنان كه يتيمان مؤمنان را شاد كرده اند وارد آن نمى شوند.

(نهج الفصاحه، ح 864)

راه بهشت

اَنا زَعيمٌ بِبَيتٍ فى رَبَضِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فى وَسَطِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فَى اَعلَى الجَنَّةِ، لِمَن تَرَكَ المِراءَ وَ اِن كانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَكَ الكِذبَ وَ اِن كانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛

من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گويد و براى كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.

(خصال، ص 144، ح 170)

مَن بَكى صَبىٌّ لَهُ فَاَرضاهُ حَتّى يُسَكِّنَهُ ، اَعطاهُ اللّه  عَزَّوَجَلَّ مِنَ الجَنَّةِ حَتّى يَرضى ؛

هر كس كودك گريان خود را راضى كند تا آرام شود ، خداوند از بهشت آن قدر به او مى دهد تا راضى شود.

(الفردوس، ج 3، ص 549، ح 5715)

يا مَعشَرَ شَبابِ قُرَيشٍ اِحفَظوا فُروجَـكُم ، اَلا مَن حَفِظَ فَرجَهُ فَلَهُ الجَنَّةُ؛

اى جوانان قريش! پاك دامنى پيشه كنيد . بدانيد هر كس خود را در برابر شهوت حفظ كند ، بهشت از آنِ اوست.

(المعجم الأوسط، ج 7، ص 61)

تَنَظَّفوا بِكُلِّ مَا استَطَعتُم فَإِنَّ اللّه  تَعالى بَنَى السلامَ عَلَى النَّظافَةِ وَلَن يَدخُلَ الجَنَّةَ إِلاّكُلُّ نَظيفٍ؛

خودتان را با هر وسيله اى كه مى توانيد پاكيزه كنيد، زيرا كه خداى متعال اسلام را برپايه پاكيزگى بنا كرده است و هرگز به بهشت نمى رود، مگر كسى كه پاكيزه باشد.

(نهج الفصاحه، ح 1182)

اَلنِّيَّةُ الحَسَنَةُ تُدخِلُ صاحِبَهَا الجَنَّةَ؛

نيت خوب صاحب خويش را به بهشت مى برد.

(كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472)

اِنَّ لِلجَنَّةِ بابا يُدعى اَلرَّيّانَ لايَدخُلُ مِنهُ اِلاّ الصّائِمونَ؛

بهشت را درى است كه ريّان ناميده مى شود از آن در، جز روزه داران وارد نشوند.

(معانى الأخبار، ص 409)

مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ؛

هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب می شود.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

مَنْ أَخَذَ لِلْمَظْلومِ مِنَ الظّالِمِ كانَ مَعىَ فِى الْجَنَّةِ تَصاحُبا؛

هر كس داد مظلوم را از ظالم بگيرد، در بهشت با من يار و هم‏نشين باشد.

(بحارالأنوار، ج 75، ص 359، ح 74)

مَنِ اشْتاقَ اِلَى الْجَنَّةِ سارَعَ اِلَى الْخَيْراتِ وَ مَنْ اَشْفَقَ مِنَ النّارِ لَهى عَنِ الشَّهَواتِ؛

هر كس مشتاق بهشت است، به سوى نيكى‏ها مى‏شتابد و هر كس از جهنم بترسد، از هوا و هوس روى مى‏گرداند.

(نورالثقلين، ج 3 ، ص 566، ح 166)

لَنْ يَشْبَعَ الْمُؤْمِنُ مِنْ خَيْرٍ يَسْمَعُهُ حَتّى يَكونَ مُنْتَهاهُ الْجَنَّةَ ؛

هرگز مؤمن از شنيدن خير و خوبى سير نمى‏شود، تا آن‏كه سرانجامش بهشت گردد.

(نهج الفصاحه، ح 2961)

هشدار

لايَدخُلُ الجَنَّةَ عَبدٌ لا يَأَمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ؛

كسى كه همسايه از شرش در امان نباشد به بهشت نمى رود.

(نهج الفصاحه، ح 2532)

مَنْ قالَ: اِنّى خَيْرُ النّاسِ فَهُوَ مِنْ شَرِّ النّاسِ وَ مَنْ قالَ: اِنّى فِى الْجَنَّةِ فَهُوَ فِى النّارِ؛

هر كس بگويد: من از همه مردم بهترم، او بدترين مردم است و هر كس بگويد: من بهشتى هستم، او جهنمى است.

(النوادر للراوندى، ص 107)

نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :
به روایت لینک:
طاهرنیوز : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.