X
تبلیغات
چهل حدیث - مقام والای مادر در قرآن
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

مقام والای مادر در قرآن

منابع مقاله:

زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، عبد الله؛


نوع دستورهایی که اسلام به زن ومرد می دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو می کند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح می کند. قرآن کریم می فرماید:

اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما (1)

اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف » مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.

ودر بخشی دیگر می فرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نکند:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا (2)

وانسان را نسبت به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.

و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا (3)

پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد می کند:

ان اشکر لی و لوالدیک (4)

شکر گزار من وپدر ومادرت باش.

اما با همه این تجلیل های مشترک، وقتی می خواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن می گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که می فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (5)

زحمات سی ماهه مادر را می شمارد، که: دوران بارداری، زایمان، ودوران شیرخوراگی برای مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر می کند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشاره ای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان می کند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می کند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر:

و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف (6)

خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر می کند.

پی نوشت ها:

1. اسراء، 23.

2. احقاف، 15.

3. اسراء، 23.

4. لقمان، 14.

5. احقاف، 15.

6. بقره، 233.


عدم تاثیر ذکورت و انوثت در خطابات الهی

کتاب: زن در آینه جلال و جمال، ص 91

نویسنده: آیة الله جوادی آملی

قرآن از نظر محتوا، می فرماید: کمالات انسانی، در مبدا شناسی، معاد شناسی، و وحی ورسالت شناسی است، یعنی کمال، در داشتن جهان بینی الهی است، به این معنا که: جهان، آغازی دارد به نام «خدا واسماء حسنای او» وانجامی دارد به نام «معاد» وقیامت ودوزخ وبهشت و... وبین این آغاز وانجام، «صراط مستقیمی » است. که مساله وحی ونبوت در این صراط مستقیم است.

چون در متن جهان بیش از مبدا ومعاد ورابطه بین مبدا ومعاد چیزی نیست، لذا اصول دین هم بیش از سه اصل نیست، اول، مبدا شناسی; دوم، معادشناسی; سوم، پیامبرشناسی، واین جمله که از امیرالمؤمنین... نقل شده است:

«رحم الله امرء عرف من این و فی این و الی این »

خدای رحمت کند کسی را که بداند از کجا ودر کجا وبه کجاست.

گفته اند ناظر به این سه اصل دینی است، ودر فهمیدن این سه اصل ذکورت وانوثت شرط نیست، یعنی نه مذکر بودن شرط است ونه مؤنث بودن مانع. انبیا هم که انسانها را به این سه اصل دعوت نموده اند نه دعوتنامه ای برای خصوص مردها فرستاده اند ونه زنها را از شرکت در این مراسم محروم داشته اند.

وقتی قرآن کریم از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرماید:

ادعو الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی (1)

من وهر که از من پیروی کرد دعوت می کنیم به سوی خدا واز روی بصیرت.

این دعوت، شامل همه انسانهاست، واگر پیامبری دعوتنامه برای یک مرد به عنوان زمامدار یک کشور می نویسد، پیامبر دیگری هم دعوتنامه برای یک زن به عنوان زمامدار یک کشور می نویسد. اگر رسول خداصلی الله علیه و اله زمامداران مرد را به اسلام دعوت کرد، سلیمان سلام الله علیه هم زمامدار زن را به اسلام فراخواند، هم دعوتها عام اند وهم مدعوها، وهیچ اختصاصی در بین نیست.

لسان قرآن، لسان فرهنگ محاوره

گرچه ذات اقدس اله درباره کیفر اعمال، می فرماید:

کل امرء بما کسب رهین (2)

هرکس در گرو کسب وکار خود است.

اما این «امرء» در مقابل «امرئه » نیست، بلکه فرهنگ محاوره این است که از انسان به عنوان «مردم » یاد شود، نه به عنوان مرد در مقابل زن. وقتی زن ومرد در صحنه انقلاب حضور پیدا کردند، می گویند: مردم ایران، انقلاب کردند ویا اگر زن ومرد نسبت به یک مطلبی سؤال دارند گفته می شود «مردم » چنین می گویند، این مردم یعنی «توده ناس » نه این که مرد در مقابل زن باشد. بنابراین، در این آیه که می فرماید:

کل امرء بما کسب رهین یعنی، هر مردی در برابر کسب خود مرهون است ودرگرو کار خود است، منظور مرد در مقابل زن نیست، چه این که همین معنا را در آیه ای دیگر با تعبیر «نفس » بیان می کند ومی فرماید:

کل نفس بما کسبت رهینة (3)

هر نفسی گروگان کاری است که انجام داده است.

یعنی، هر جانی خواه مرد و خواه زن در برابر کسبش مرهون است. و گاهی تعبیر به «انسان » دارد و می فرماید:

لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری ثم یجزیه الجزاء الاوفی (4)

نیست برای انسان جز آنچه تلاش نموده است، ونتیجه تلاش خود را به زودی می بیند، سپس هرچه تمامتر پاداش داده می شود.

بنابراین، مساله جزا وجریان معاد اختصاص به گروه خاص ندارد، وچون معاد بازگشت به همان مبدا است، لذا هر انسانی در برابر کار خود مسؤول است ودر اینجا زن ومرد دخیل نیست، در مبدا شناسی وتقرب به مبدا هم همچنین. اینها تعبیرات معنوی قرآن کریم است.

پی نوشت ها:

1. یوسف، 108.

2. طور، 21.

3. مدثر، 38.

4. نجم، 40 -39.

نوشته : سید غلامعباس طاهرزاده    نظرات :
به روایت لینک:
طاهرنیوز : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.